زماني که به مدرسه مي رفتيم ، نوشت افزارهاي ما تنوع چنداني نداشت . دفتر هايمان دو مدل بود.يکي دفتر هايي با کاغذ هاي کاهي وجلدهاي نازک کاغذي و نوع ديگر، دفتر هايي با کاغذ سفيد و جلدهاي کمي ضخيم تر و مقوايي که برخي از اين دفتر ها با جلدهاي پلاستيکيِ رنگي پوشانده مي شدند که زشتي آن جلد مقوايي دفتر مشخص نباشد اما ويژگي همه اين دفتر ها سادگي شان بود. زمان ما پاک کن ها هم تنوع چنداني نداشت. پاک کن هاي خرگوش نشان و چند نوع ديگرکه ويژگي مشترک همه آن ها ، سادگي شان بودو پر زرق و برق ترين شان ،پاک کن هايي با اندکي رايحه خوش بود. همه نوشت افزار ما ،همين طور بود.زماني که از نوشتن با مداد هاي سوسمار نشان دست کشيديم و با خودکار نوشتيم ،بهترين خودکارمان ، خودکار هاي بيک بود.اما کم کم که همه چيز پيشرفت کرد نوشت افزارها هم رنگي ديگر گرفت ، رنگي که بوي سادگي نمي داد.حالا بچه هاي ما نمي دانند مداد سوسمار نشان چيست و نوشتن روي دفتر کاهي چه حسي دارد.بچه هاي امروز با سادگي غريبه اند.

حالا نوشت افزارهايي در بازارموجود است که با برنامه توليد شده است البته نه از سوي توليد کنندگان داخلي.يعني خارجي ها ، اول فيلم و پويانمايي ساختند وبعد بدون هيچ مشکل و موردي عروسک ، اسباب بازي ، لباس و ساير سرگرمي ها و لوازم جانبي از جمله نوشت افزار و کيف و کلاه هايشان هم وارد کشور شد ، بدون اين که مقابله اي بااين حرکت صورت گيرد. درواقع دشمن القائات فرهنگي خود را از طريق کودکان و البته بسيار موذيانه وارد خانه هايمان کرد. درواقع دشمن ، فرهنگ وکودکان مارا نشانه گرفت .

حالا ديگر خودمان ، بدون هيچ موضع گيري خاصي ، از خط کش و خود کارو تراش گرفته تا انواع دفترهاي مشق فانتزي با طرح هاي مختلف و البته باکيفيت هاي خوب ، با نشانه هاي فرهنگي ديگر را براي فرزندانمان خريداري مي کنيم.حالا ديگراين وسايل جاي همان دفتر ها و نوشت افزارهاي ساده را گرفته اند . حالا کودکان ما دفتر هايي با جلد "مرد عنکبوتي " مي خواهند و مداد هايي با طرح " بن 10"و يا کيف هايي با طرح "باربي" در حالي که ما از فرصت هاي طلايي بهره نگرفتيم و سال ها از شخصيت هاي فرهنگي خودمان غافل بوديم حالا دشمن آن قدر موذيانه و به راحتي در خانه ها و ذهن و فکر کودکانمان جا خوش کرده که اگر بخواهيم بيرون شان کنيم ،بايد راه دشواري را طي کنيم چراکه فرزندان مان ما را مخالف علايق و دلبستگي هاي خود مي پندارند.

حالا با تاخير بسياربه فکر توليد دفترهايي با شخصيت ها ي ايراني افتاده ايم . حالا روي دفتر ها عکس سرداران شهيد و مفاخر را مي بينيم که اين خود حرکت مثبتي است اما اين کار هم نياز به بازنگري دارد. چراکه در ابتداي اين حرکت ضروري است تا حداقل با هر دفتر نسبت به آن مفاخر يا سردار شهيد اطلاع رساني هم صورت گيرد و معرفي کوتاهي ازاين شخصيت ها داشته باشيم تا کودکان ما بدانند در دفتري که مي نويسند ،عکس کدام شهيد، روي جلد آن است ويا آن سردار و مفاخر ملي و فرهنگي چه کرده است.همان گونه که آنان ابتدا با پيش زمينه اي ، شخصيت هايي را معرفي کرده و بعد اقدام به توليد وسايل جنبي آن مي کنند.

بهره گيري از شخصيت هاي پويانمايي داخلي يکي ديگر از برنامه هايي است که در پيش گرفته شده و پويانمايي "شکرستان" به عنوان يکي از آثار شناخته شده در اين زمينه وارد بازار نوشت افزار شده است.دفترهايي با جلدهايي از شخصيت هايي، در اصطلاح کارتوني که کودکانمان آن ها را مي شناسند اما به نظر مي آيد که با يک پويانمايي و شخصيت هاي آن ، روي جلد دفتر، نمي توان مقابله جدي بااين نوع تهاجم فرهنگي داشت.درواقع در اين زمينه بايد هنرمندان همه با هم همکاري داشته باشند. پويانمايي هاي ديگري با شخصيت هاي جذاب بايد در بازار نوشت افزار ديده شود تا چشم کودکانمان با اين لوازم و شخصيت هاي آن آشنا شود. اگر چه دير شده اما ماهي را هروقت از آب بگيريم ، تازه است .