خيابان مولوي يکي از قديمي ترين خيابان هاي تهران است. سال هاست که اين خيابان از رونق گذشته افتاده است البته نه به اين دليل که حالا به عنوان خياباني که در جنوب شهرواقع شده ، از رونق افتاده باشد،بلکه موقعيت مکاني اين خيابان ، شرايط حاکم بر اين منطقه ، تردد معتادان و برخي افراد بزهکار باعث شده که شرايط منطقه اين گونه شودتا جايي که خانواده هاکمتر در اين خيابان تردد مي کنند.در اين خيابان ، همه چيز مي فروشند از حبوبات گرفته تا ظروف رويي، برنج و گوشت تا انواع پلاستيک ، عتيقه ووسايل دست دوم و حتي اجناس دزدي هم در اين خيابان ديده مي شود.درگوشه اي ديگر از اين خيابان ،معتاداني را مي بيني که يا گوشه اي کز کرده انديا کنار خيابان ايستاده اند و منتظر تا موادشان را تامين کنند. آن سوي اين خيابان موتورسواراني را مي بيني که با شلوارهاي شش جيب ، کاپشن هاي کوتاه سبز کمر کشداروسبيل هاي متفاوت ، زنجير دور انگشت مي چرخانند و به بهانه جابه جايي مسافر موتوري ،به هر کسي که از کنارشان مي گذرد،متلکي هم مي پرانند. البته هرکسي که تهران را بشناسد ، ديگر نياز چنداني به اين تعاريف نيست و مي داندکه اين منطقه چه طور مکاني است. حالا به اين فکر کنيد که در اين خيابان که از شير مرغ تا جان آدميزاد در آن پيدا مي شود ،يک مرکز فرهنگي مثل موزه، آن هم مطبوعات باشد !ديگر نورعلي نور است.چراکه اگر دقت نکني و تنها دليل بازديد از موزه مطبوعات باشد ،مرداني گاري به دست پايت را نشانه مي روند و اگر دقت نکني معتادان و سارقان جيبت را مي زنند و در خوشبينانه ترين حالت ، آن قدر در شلوغي پياده روها و خيابان تنه مي زنند که از بازديد موزه زده مي شوي. درواقع خيابان مولوي محيط مناسبي براي تردد نيست و اغلب کساني که خريد عمده وکلي دارند ، به اين منطقه مي آيند.کافيست هوا کمي رو به تاريکي بگذارد،ديگر کمتر کسي جرات مي کند ، به تنهايي از اين خيابان عبور کند حتي مغازه دارها هم در مغازه هاي شان رااول غروب تخته مي کنند و مي روند.حالا در چنين مکاني، موزه اي براي مطبوعاتي ها در نظر گرفته اند.در خيابان مولوي، عمارتي را به عنوان موزه مطبوعات در نظر گرفته اند؛ که پيشينه آن به عهد قاجار برمي گردد. عمارتي که همه آن جا را با نام "بقعه آقا" مي شناسند .مکاني که سال ها در آن بسته بود اما گنبد فيروزه اي آن از دور پيدا بود. اين مکان مدفن ميرزا ابوالقاسم تهراني است که در دوره قاجار ، امام جمعه تهران بود و حالا عنوان " موزه رکن چهارم دموکراسي "را به خود گرفته است .اما اين مکاني که به عنوان موزه مطبوعات انتخاب شد ، از دومنظر قابل بررسي است. اول اين که قدمت عمارت "سر قبر آقا " به دوره قاجار برمي گردد و مدفن ميرزا ابوالقاسم تهراني ، امام جمعه تهران در اين مکان است.اين مکان مدفن سعيد نفيسي ، سردبير نشرفلاحت و تجارت هم هست و از حيث قدمت و مدفن چنين افرادي ،مکان مناسبي محسوب مي شود اما از نظر موقعيت عمارت با اشاره هايي که به آن شد، مکان مناسبي انتخاب نشده اما اين نکته را هم نبايد دور از نظر داشت که وجود چنين مکاني شايدبه رشدفرهنگي منطقه کمک کند اما امکان بازديداز آن ، حتي براي اهالي مطبوعات هم به راحتي ميسر نيست، پس چرا چنين مکاني را بعداز اين همه سال تعلل و غفلت براي موزه انتخاب کردند ؟ موزه هاي بسياري در سطح شهر تهران داريم که هم از فضاي مناسبي برخوردارند و هم امکانات ويژه اي دارند اما براي به نمايش گذاشتن چند روزنامه ، دوربين عکاسي و دستگاه چاپ اين همه تعلل شده و عاقبت در منطقه اي از شهر که شايسته تاريخ مطبوعات ما نيست ، راه اندازي شده است . اين نشان مي دهد که مطبوعات ما همچنان مهجور است واي کاش مسئولان براي اين مهم تدبيري ديگر مي انديشيدند .